أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

212

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

يا شرابى يا ميوها بلكه تنقيه كنند بفصد و اسهال و غذا را هضم كند بعد از ان شروع در حركت و راه رفتن كند و اگر او را تخمه بود اول علاج تخمه كند بجوع و خواب و تحليل دهد تخمه را بخواب و جوع بعد از ان مسافر شوند و بتدريج برياضت خود را آشنا كنند كم‌كم زياده از عادت و اگر او را احتياج به بيدارى و بيخوابى بود بيخوابى را بطريق عادت بيش‌بيش نبرد و همچنين بود كه اول تخمين كند كه او را از جوع كه عارض شده باشد يا تشنگى يا غير آن واجب بود كه رعايت عادت كنند و به عادت خود بازگردد از غذاى كه خواهد به آن تغذيه كند در سفر و غذاى خود را قليل المقدار سازد و كثير التّغذيه در سفر و از بقول دور شود و از فواكه و از هرچه از ان خلط خام متكون شود مگر بحسب ضرورت علاج آنچه در ان حدتى و احتراقى باشد آن را علاج كنند و بسيار باشد كه ضرورت شود مسافر را كه خود را مهيا سازد از براى جوع كه تواند كه چند روز جوع و عطش در سفر بكشد و آنكه اشتها كم باشد و آنچه معين بود او را بر اين معنى غذاى باشد كه آن را از جگرها ساخته باشند مثل قلبه كبد مشويه با كباب آن با لزوجات و شحوم مذابه قوى بود درين فعل و همچنين بود لوز و دهن لوز و شحوم مثل شحم البقر و هرگاه كه كسى ازين مذكورات قليلى بخورد صبر كند بر گرسنگى زمانى طويل و گفته‌اند كه اگر آدمى به قدر يك رطل روغن بادام كه هشتاد مثقال بود يا ده درم هر شمع با يكديگر مذاب سازد چنان كه موم روغن شود و از ان بخورد تا ده روز اشتهاء طعام او را نشود و همچنين بود كسى را كه ميل باشد با آنكه بر تشنگى صبر كند خود را مهيا سازد بر ان كه صبر كند بايد كه مداومت كند ادويه را كه مسكن عطش بود و آن را در كتاب جزوى ذكر خواهيم كرد ان شاء اللّه تعالى در باب عطش مثل بزر بقلة الحمقاء كه آن را سحق كنند و سه درم از ان تناول نمايند با سركه و از اغذيه يابسه دور باشند مثل ماهى شور و كبر و چيزهاى شوركرده و چيزهاى شيرين و سخن هم كم كند و سير برفق كند و گاهى كه آب بياشامند سرد كرده بياشامند تا آنكه قليلى از ان تسكين تشنگى نمايد جايى كه آب بسيار نباشد - فصل سوم در نگهداشتن از گرما خاصة در سفر بدانكه اگر تدبير جماعتى كه در ما سفر كنند آن باشد كه خود را از جميع مسخنات دور دارند خاصة آفتاب كه اگر تدبير نكنند و كار ايشان در گرما بغايت رسد و بضعف منجر شود و قواى ايشان بتحليل رود و متمكن نباشند كه حركت كنند و بر ايشان تشنگى غالب شود و بسيار بود كه دماغ ايشان از گرمى آفتاب متضرر گردد پس واجب بود آنكه حريص باشند بر ستر راس از آفتاب پوشيدنى نيك و همچنين بايد كه مسافر سينه خود را و شكم خود را بلعاب نيكو و عصاره بقلة الحمقاء طلايه كند و مسافران در گرما بسيار بود كه محتاج شوند بانكه پيش از سير چيزى بخورند از مثل سويق شعير و شراب فواكه و غير از اينها از آنچه آن را تبريدى باشد كه اگر سوار شوند و چيزى تناول ننمايند گرما باندرون ايشان اثر كند از جهت آنكه آنچه بدل ما يتحلل بود نباشد پس واجب بود كه بعضى چيزها را تناول نمايند بعد از ان بپوشند خود را تا آنكه از معده ايشان منحدر شود و متحضحض نشود در معده ايشان ديگر آنكه مىبايد كه با ايشان در سفر روغن گل سرخ همراه بود و روغن بنفشه بادام هم باشد تا آنكه از آنها استعمال كنند ساعتا فساعتا بعد ساعت بر ميان سر ايشان و بسيارى بود كه ايشان را آفتى رسد در سفر گرما بجاى رسد كه حاجت شود كه ايشان را كه در آب سرد باشند شنا كند اما بايد كه تعجيل نكند بلكه صبرى كند بعد از ان بتدريج به آب سرد درآيد و اگر كسى را خوف سموم و باد گرم بود بايد كه بينى خود را بربندد و دهان را هم ببندد و بدستارى و عمامه و لثام و به آن مشقت دهن بستگى صبر كند و پيش ازين دهن بستن و بينى به خوردن ببار بدل گرده بوده‌اند خاصة با دوغ خاصه كه پياز مىباشد با منقوع بود در سركه يا در دوغ و واجب بود كه اول پياز خورد بعد از ان دوغ خورد و بايد كه پياز كثير التقطيع بود يعنى تيز و برنده بلغم را و بايد كه تنشق كنند بروغن بادام و روغن قرع و تحسى كند روغن حب القرع كه آن از آن جمله بود كه مضرت متوقعه را از سموم بازدارد و گاهى كه سموم زده شود شخصى در سفر بايد كه بر اطراف او آب سرد بشويند و غذاء او را از بقول بارده سازند مثل عصاره حى العالم بعد از ان بشويند و حذر كنند از جماع و از ماهى شور حذر نكنند از جهت آنكه باشد كه او را از ان نفع رسد بخاصيتى كه او را بود درين باب وقتى كه اعراض سموم ساكن شود و همچنين شراب ممزوج او را فائده مىكند بعد از سكون اعراض و شير از براى ايشان غذاى بود در غايت نفع و فائده اگر در ايشان گرمى و تپ نبود و اگر بر ايشان تپ بود اما تپ عفنى نباشد بلكه حمى يومى بود استعمال دوغ ترش كنند و هرگاه كه در سموم تشنه شوند بايد كه آب بخورند بلكه بمضمضه آن را دفع كنند بعد از ان بقليلى